تبلیغات
آیا می دانید؟ - مطالب موسیقی جهان
سبز سبزم ریشه دارم... من درختی استوارم...

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

:نظرسنجی

آماروبلاگ

Powered by
Abzarak.com
http://www.clickchi.com/index.php?refer=Ali_boss
پنجشنبه 29 مرداد 1388-08:54 ب.ظ



 



تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 29 مرداد 1388 02:49 ب.ظ
چهارشنبه 21 مرداد 1388-09:15 ب.ظ



متن یادداشت خودكشی كرت كوبین

برای بودا

از زبان یك ساده دل با تجربه كه آشكارا به یك اخته و بچهء غرغرو تبدیل شده ،صحبت میكنم.این یادداشت باید كاملآ راحت فهمیده شود.

همهءاخطارهای rock101 - punk طی این سالها ،از اولین آشناییم با اخلاقیاتی كه همراه با استقلال می آید و تحقیر های جامعهء شما ثابت شده است كه صحیح است.

مثلآ وقتی پشت صحنه هستیم و چراغ ها خاموش میشود و فریاد دیوانه وار جمعیت شروع می شود ، آنگونه كه فردی مركوری را تحت تآثیر قرار می داد بر من اثر نداشت ، به نظر میرسید كه او از عشق و تحسین جمعیت لذت می برد، لذتی كه من كاملآ اجر می گذارم و به آن حسادت می كنم .حقیقت این است كه من نمی توانم شما را تحمیق كنم،هیچ كدام از شما را . این اصلآ برای شما یا خود من منصفانه نیست. بدترین جنایتی كه فكرش را می توانم بكنم این است كه مردم را با جعل و وانمود كردن این كه من صد در صد حال می كنم بچاپم. گاهی اوقات احساس می كنم باید پیش از اینكه از روی سن پایین بروم كارت خروج بزنم .من با تمام قوا سعی كردم كه قدر بدانم( و خدایا این كار را كردم،باور كن كه كردم،اما كافی نیست). به این واقعیت كه من و ما بسیاری از مردم را تحت تآثیر قرار دادیم و سرگرم كردیم اجر می گذارم. من باید از آن دسته از آدمهای خود شیفته ای باشم كه وقتی چیزی گذشته تازه قدرش را میدانند. بسیار حساس هستم و احتیاج دارم تقریبآ بی حس باشم تا دوباره آن اشتیاق را كه دوران كودكی داشتم باز یابم.

در طول سه تور اخیر نسبت به مردمی كه می شناختم ، وهواداران موسیقی مان قدردانی بهتری داشتم. اما هنوز نمی توانم از احساس یاس،گناه و همدلی ای كه نسبت به همه دارم عبور كنم. در همهءما جنبه های خوب وجود دارد و من فكر می كنم مردم را بسیار دوست دارم ، آنقدر زیاد كه من را وحشتناك غمگین می كند.هی مرد!متولد برج حوت(اسفند ) ، غمگین كوچولو،حساس،قدرنشناس، چرا لذت نمی بری؟نمی دانم!

همسری بسیار خوب دارم كه از او بلند پروازی و همدلی تراوش می شود و دختری كه مرا بسیار یاد آنچه خودم بودم می اندازد، سرشار از عشق و لذت.هر كسی را می بیند می بوسد چون همه آنها خوبند و هیچ آسیبی به او نمی رسانند. واین مرا به هراس می اندازد تا جایی كه دیگر كنترل خود را از میدهم. نمیتوانم این خیال را تحمل كنم كه فرانسیس هم بینوا و خود ویرانگر و مرگ غلطناكی شبیه به آنچه من شدم، بشود.

دوران خوبی داشتم،بسیار خوب ومن خوشحال و مفتخرم .اما از سن هفت سالگی، به كلی از تمام انسانها متنفر شدم. تنها به این دلیل كه به نظر می رسید برای مردم بسیار آسان است كه ادامه بدهند و همدلی داشته باشند. فكر می كنم تنها به هین دلیل كه من مردم را دوست دارم و برای آنها احساس تآسف می كنم!

برای نامه ها و توجه تان در طی این سالها از ته چاله سوزان و پیچان شكم خود تشكر می كنم . من زیادی دمدمی و ویری هستم دلبندم!دیگر هیچ شور و سودایی ندارم. بیاد داشته باشید كه بهتر است یكباره خاموش شد تا ذره ذره محو .

صلح، عشق ، همدلی كرت كوبین

فرانسیس و كرتنی،من در محراب شما خواهم بود. كرتنی خواهش میكنم ادامه بده ،به خاطر فرانسیس. برای زندگی اش،كه بدون من بسیار شادتر خواهد بود .

دوستت دارم، دوستت دارم!
منبع:كتاب خورشید را بخراش


تاریخ آخرین ویرایش:- -
دوشنبه 19 مرداد 1388-09:51 ب.ظ






تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 21 مرداد 1388 07:39 ق.ظ